تبليغاتX
دور از آفاق
دور از آفاق
( ما انسان را آفریدیم و وسوسه‌های قلب او را می‌دانیم، و ما به او از رگ قلبش نزدیک‌تریم! ق-16 )
 
منوی اصلی
 
ستون اعلانات
«تو قاب عکس مرا دیده‌ای، نمی‌دانی / نشاط چهره‌ی در قاب من به هم خورده‌ست...»
(نجمه زارع)
...
«مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من / که جز ملال نصیبی نمی‌برید از من...»
(حسین منزوی)
 
ديگر
 

در باب دیوار بحث فراوان‌تر از آن است که به سخن بگنجد. از جنسش. از نوعش. از ارتفاعش. از قُطرش. از این‌که چه می‌کند. از فصل اندازی‌اش. از سکوتش. از ایستادگی‌اش. از تن میخ آلودش. و هزار جور برداشت شاعرانه و ناشاعرانه‌ی مزخرف دیگر!



م‍...ـع

+ و هم‌چنان که نه شوقی به بیرون داشت و نه توانی و نه همتی، "از دیوار" می‌نوشت...

گریز (در باب من ِ این روزها): «مجید(بهروز وثوقی): ساعت زنگ زده، دیگه زنگ نمی‌زنه... چون زنگاشو زده...» (سوته دلان-علی حاتمی)


برچسب‌ها: سکوت, سوته دلان علی حاتمی, بهروز وثوقی
نوشته شده توسط :مَعَ در پنجشنبه 6 بهمن1390 - 19:8 :::

مطلب بالا را به طلبه بلاگ بفرستید: talabeblog


درها از جنس‌شان بر چند گونه‌اند. چوب و فلزات و الخ! از طرح و اندازه نیز هم‌چنین...
و البته از این‌که راه را بر چه می‌بندند. بر که. و از کدام سو...



م‍...ـع

+ لاک پشتی پیر در لاک خویش خزیده بود و هم‌چنان که نه شوقی به بیرون داشت و نه توانی و نه همتی، "از در" می‌نوشت...

++ هیچ شده این‌جا باز. یک هیچ سنگین. یک "جنگ و صلح" در سه نقطه‌اش آرمیده... (+)


برچسب‌ها: سکوت, لاک پشت, جنگ و صلح
نوشته شده توسط :مَعَ در چهارشنبه 5 بهمن1390 - 23:6 :::

مطلب بالا را به طلبه بلاگ بفرستید: talabeblog


هوس کرده‌ام گذشته‌ام را باز هم خط بزنم. این بار بیش‌تر...1



م‍/./././ـع

1. ر.ک: گذشته‌ی خط خورده‌ی 1 تا 139 (+)

+ دیگر نه شوقی مانده برای توبه، نه توانی. که اگر پایی باشد، نایی نیست برای بازگشت. پرم... از گناه... از هوایش... از اشتیاق معصیت...

++ شعری نیست که ناخوبی ِ این روزهایم را بگوید یا من تُهی شده‌ام از شعر...؟!


برچسب‌ها: توبه, مرگ, شعر, خاطره
نوشته شده توسط :مَعَ در سه شنبه 4 بهمن1390 - 14:4 :::

مطلب بالا را به طلبه بلاگ بفرستید: talabeblog


...



م‍...ـع

+ جخ یادم آمد عهد را... که ننویسم از این حرف‌ها که بی تابی می‌آورد...

++ از آن گذشته چه کنم با آه ِ آهوی بی جفت که زانویش می‌لرزد...


برچسب‌ها: عاشقانه, سکوت, من او
نوشته شده توسط :مَعَ در چهارشنبه 28 دی1390 - 22:40 :::

مطلب بالا را به طلبه بلاگ بفرستید: talabeblog


منزه است خالقی که او را در زمستان این شهر کاشته آن طور که باید باشد. و "مست" دقیق‌ترین واژه است برای من ِ رو به رویش. تا اقرار کنم که هر سال از آمدن بهار به خاطر بی نرگسی‌اش دلم گرفته.
خدایی که می‌گویند، باید حسی باشد شبیه نرگس...



م‍...ـع

+ سَحَر از درد "جای خالی‌اش" بیدار شدم باز...

++ دیروز "ربه‌کا"ی هیچکاک را دیدم. میانش به کلاه قرمزی فکر می‌کردم و پسرخاله...


برچسب‌ها: خدا, کازرون, کلاه قرمزی, آلفرد هیچکاک, نرگس
نوشته شده توسط :مَعَ در دوشنبه 26 دی1390 - 12:5 :::

مطلب بالا را به طلبه بلاگ بفرستید: talabeblog



 
لینک های روزانه
 
نوشته‌هاي اخير
 
برچسب مطالب
 
طراحی