( ما انسان را آفریدیم و وسوسههای قلب او را میدانیم، و ما به او از رگ قلبش نزدیکتریم! ق-16 )
» طلبهی اُ منفي
» صفحه اصلی
» سيا(ه)سي نوشتههاي من
» پروفايل من
» پست الكترونيك من
» گودر من
» من در گوگل پلاس+
» من در فیس بوک
» من در آنات 14 پست
» من در کازرون نما
» پيوندهاي وبلاگ
» گذشتهها
» عناوين مطالب وبلاگ
» RSS
(نجمه زارع)
...
«مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من / که جز ملال نصیبی نمیبرید از من...»
(حسین منزوی)
در باب دیوار بحث فراوانتر از آن است که به سخن بگنجد. از جنسش. از نوعش. از ارتفاعش. از قُطرش. از اینکه چه میکند. از فصل اندازیاش. از سکوتش. از ایستادگیاش. از تن میخ آلودش. و هزار جور برداشت شاعرانه و ناشاعرانهی مزخرف دیگر!
م...ـع
+ و همچنان که نه شوقی به بیرون داشت و نه توانی و نه همتی، "از دیوار" مینوشت...
گریز (در باب من ِ این روزها): «مجید(بهروز وثوقی): ساعت زنگ زده، دیگه زنگ نمیزنه... چون زنگاشو زده...» (سوته دلان-علی حاتمی)
برچسبها: سکوت, سوته دلان علی حاتمی, بهروز وثوقی
م...ـع
+ لاک پشتی پیر در لاک خویش خزیده بود و همچنان که نه شوقی به بیرون داشت و نه توانی و نه همتی، "از در" مینوشت...
++ هیچ شده اینجا باز. یک هیچ سنگین. یک "جنگ و صلح" در سه نقطهاش آرمیده... (+)
برچسبها: سکوت, لاک پشت, جنگ و صلح
هوس کردهام گذشتهام را باز هم خط بزنم. این بار بیشتر...1
م/./././ـع
1. ر.ک: گذشتهی خط خوردهی 1 تا 139 (+)
+ دیگر نه شوقی مانده برای توبه، نه توانی. که اگر پایی باشد، نایی نیست برای بازگشت. پرم... از گناه... از هوایش... از اشتیاق معصیت...
++ شعری نیست که ناخوبی ِ این روزهایم را بگوید یا من تُهی شدهام از شعر...؟!
برچسبها: توبه, مرگ, شعر, خاطره
...
م...ـع
+ جخ یادم آمد عهد را... که ننویسم از این حرفها که بی تابی میآورد...
++ از آن گذشته چه کنم با آه ِ آهوی بی جفت که زانویش میلرزد...
برچسبها: عاشقانه, سکوت, من او
م...ـع
+ سَحَر از درد "جای خالیاش" بیدار شدم باز...
++ دیروز "ربهکا"ی هیچکاک را دیدم. میانش به کلاه قرمزی فکر میکردم و پسرخاله...
برچسبها: خدا, کازرون, کلاه قرمزی, آلفرد هیچکاک, نرگس

