بسم الله الرحمن الرحيم
می خواهم بسرايم . . .
یا لا اقل قطعه ای بنویسم . . .
اما نمی توانم . . . اصلا نمی دانم چه بنویسم . . . شاید آنچه در دل دارم . . . ولی . . .
نمی توانم . . . چرا ؟؟؟ چرا نمی توانم آنچه در دل دارم بر زبان بیاورم ؟؟؟
آری . . . درست است ، بغضی که دائم در گلو دارم ، سدی است عظیم میان دل من تا زبان. سدی که منتظر است . . . منتظر است تا کلامی آن را به آرامی بنوازد شاید یک کوله بار بلکه یک عالم حرف که در دل من است با ترکیدن این بغض بر زبانم بیاید . . .
افسوس . . .
افسوس که اگر این چنین لحظه ای هم مرا کامیاب سازد ، این سیل اشک است وطوفان گریه ای که از شکست سدّ بغضم به راه افتاده بازدارنده است از نوشتن آنچه در دل بود واینگاه بر زبانم جاری شده . . .
چه بگویم . . .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 13:26  توسط محمدهادی
|
صلوات افضل است يا لعن ؟
يكي از آقايان مورد وثوق مي گويند زماني براي بنده سوال پيش آمده بود كه صلوات براهل بيت (عليهم السلام) افضل است يا لعن بر دشمنان اهل بيت( عليهم السلام) ؟ در خواب ديدم كه در محضر آيت الله العظمي گلپايگاني (ره) هستم و آقا مشغول جواب دادن به نامه هاست .نامه اي را آوردند و قرائت كردند كه سوال شده بود : صلوات افضل است يا لعن ؟
ايشان فرمودند : لعن افضل است . از خواب بيدار شدم و به محضر ايشان رفتم و خواب را تعريف كردم . ايشان مطلب را تصديق فرمودند و در ضمن گفتند : شما اين خواب را براي دوستان حضرت زهرا (سلام الله) عليه نقل كنيد .
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد وآخر تابع له علی ذلک
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 7:46  توسط محمدهادی
|
بسم الله الرحمن الرحیم
داستانی زیبا از پیامبر اعظم(صلوات الله علیه):
رسول اكرم " ص " وارد مسجد ( مسجد مدينه ) " شد ، چشمش به دو
اجتماع افتاد كه از دو دسته تشكيل شده بود ، و هر دستهای حلقهای تشكيل
داده سر گرم كاری بودند : يك دسته مشغول عبادت و ذكر و دسته ديگر به
تعليم و تعلم و ياد دادن و ياد گرفتن سرگرم بودند ، هر دو دسته را از نظر
گذرانيد و از ديدن آنها مسرور و خرسند شد . به كسانی كه همراهش بودند رو
كرد و فرمود : " اين هر دو دسته كار نيك میكنند و بر خير و سعادتمند " . آنگاه جملهای اضافه كرد : " لكن من برای تعليم و داناكردن فرستاده شدهام " ، پس خودش به طرف همان دسته كه به كار
تعليم و تعلم اشتغال داشتند رفت ، و در حلقه آنها نشست .
برگرفته از داستات راستان
خداوند ما را یار ی کند که عالمان عامل باشیم.
یاعلی
+ نوشته شده در جمعه سوم آذر 1385ساعت 11:36  توسط محمدهادی
|
بسم اله الرحمن الرحیم
باسلام
امروز میخوام براتون از الهی نامه علامه ذوالفنون استاد حسن حسن زاده آملی بنویسم.

الهي، اگر ستّار العيوب نبودي. ما از رسوايي چه ميكرديم؟
الهي، به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرينت نورم ده!
الهي، واي بر من اگر دانشم رهزنم شود و كتابم حجابم!
الهي، همه از تو دوا خواهند، و حسن از تو درد.
الهي، گرگ و پلنگ را رام توان كرد، با نفس سركش چه بايد كرد؟
الهي، آن خواهم كه هيچ نخواهم.
الهي، كلمات و كلامت كه اين قدر شيرين و دلنشيناند، خودت چوني؟
ما رو از دعای خیر خودتون فراموش نکنید.
یاعلی
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 13:53  توسط محمدهادی
|