تبليغاتX
پُر از آفاق

پُر از آفاق

یا مَن فی الآفاقِ آیاتُه...

رقیه طاقت س...ی...ل...ی... ندارد . . .

بسم رب الزهرا
سلام

دوستان باور کنید اصلا قصد به روز کردن وبلاگ رو نداشتم.اومدم کافی نت.گفتم یه سر به وبلاگ بزنم.متوجه شدم حدود یک ماهه به روز نکردم.گفتم یه دل نوشت بنویسم.براتون! نه! برای خودم.!

--------------------------------------

ولی خداییش همه اینا بهونه است.دلم گرفته بود.
دیشب با یکی از بچه ها بودیم.خواستم بخوابم.رو کرد به من و گفت:
-هادی.مداحی حضرت رقیه اگه توی موبایلت داری بزار گوش کنیم.امشب شب شهادتشه.
-...!چی؟امشب؟راست میگی؟
-نمی دونستی؟!!! عجب؟! پس تو چه طور ادعای غلامی می کنی؟؟؟
موندم چی بگم.حق داشت.چه قدر من بی تفاوت بودم.وای بر من.

--------------------------------------

بگذریم... .امروز هم یه پیام برام اومد:

دست عدو بزرگ تر از صورت دختر منه * صورت تو کبود تر از صورت مادر منه
شهادت سه ساله حسین،زهرای کربلا تسلیت باد.

--------------------------------------

واقعا وقتی فکر می کنم که اون نامردی که س...ی...ل...ی به صورت بی بی رقیه زده ،چه قدر میتونه پست باشه،خونم به جوش میاد.خدا لعنتش کنه.آخه هر چی باشه دختره.هر چی باشه سه ساله است.هر چی باشه بابا از دست داده،تازه یتیمه.

رسمه به والله تو ما ها ناز یتیمو می خرن * اگر که بی تابی کنه براش عروسک میبرن
اما بگم ز شامیا با ما ها خیلی فرق دارن * یتیم که بیتابی کنه سر باباشو میبرن

نمیدونم چی بگم؟چی بنویسم؟دیگه تاب ندارم.نمی تونم به خدا.

--------------------------------------

یکی از مداح ها یه چیزی می گفت که خیلی به دلم چسبید:
-بعضیا میگن روقیه ای اصلا وجود نداشته.منم می گم وجود نداشته.
اما این رقیه ای که وجود نداشته و این همه کار میکنه اگه وجود داشت چه کار می کرد!!!

--------------------------------------

یه شعر خیلی قشنگ هم مرحوم سید جواد ذاکر می خوند که البته بعضی بهش ایراد میگیرن.من که قبول دارم شعرو.بزار هر کی میخواد هر چی بگه...

میزنم به سیم آخر می کنم لعن امیه * اگه تو اجازه میدی من میشم سگ رقیه
من این جوری میگم:
میزنم به سیم آخر می کنم لعن امیه * اگه اربابم بزاره من میشم سگ رقیه

--------------------------------------

همه ی دوست داران رقیه کلیک کنند...

یا رقیه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 11:40  توسط محمدهادی  |