طلائیه.شلمچه.اروند...و این داستان ادامه دارد
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام.بدون مقدمه میگم،اونچه رو که دیدم... :
باید بری طلائیه.....
اون وقته که میفهمی حاج عبدالله ضابط چرا میگفت:
طلائیه عجب طلائیه
باید بری شلمچه.....
اون وقته که میفهمی کربلای ایران که میگن علتش چیه !
باید بری اروندکنار.....
اون وقته که میفهمی چرا یه عمریه هرکی به آب میرسه سنگش میزنه؛یه رود و هزاران ...
راستی اگه رفتی اروند ، بپرس: شهدا رفتند که این جا بشه زیارتگاه یا تفریگاه؟؟؟
بی شباهت به کیش(!) نیست...!!!
آخرین ساعات سال 86.اگه تونستم بعدا میگم...
راستی... التماس دعا...
