تبليغاتX
پُر از آفاق

پُر از آفاق

یا مَن فی الآفاقِ آیاتُه...

طلائیه.شلمچه.اروند...و این داستان ادامه دارد

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام.بدون مقدمه میگم،اونچه رو که دیدم... :

 

باید بری طلائیه.....

اون وقته که میفهمی حاج عبدالله ضابط چرا میگفت:

طلائیه عجب طلائیه

 

باید بری شلمچه.....

اون وقته که میفهمی کربلای ایران که میگن علتش چیه !

 

باید بری اروندکنار.....

اون وقته که میفهمی چرا یه عمریه هرکی به آب میرسه سنگش میزنه؛یه رود و هزاران ...

راستی اگه رفتی اروند ، بپرس: شهدا رفتند که این جا بشه زیارتگاه یا تفریگاه؟؟؟

بی شباهت به کیش(!) نیست...!!!

 

آخرین ساعات سال 86.اگه تونستم بعدا میگم...

راستی... التماس دعا...

 

پس از نگارش:این مطلب را در سال ۸۷ روی وبلاگ گذاشتم اما به دلایلی تاریخ آن را به آخر ۸۶ تغییر دادم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 23:30  توسط محمدهادی  |