تبليغاتX
پُر از آفاق

پُر از آفاق

یا مَن فی الآفاقِ آیاتُه...

نمایی دیدنی از کازرون

شهرستان کازرون به رغم نکات مثبتی که در زمینه‌ی جاذبه‌های طبیعی و هم‌چنین مردمی انقلابی و باز پیشینه‌ی تاریخی دارد، هم‌واره به دلایل مختلف مهجور مانده است.اما هم‌شهرستانی‌های ما آن‌چنان که باید و شاید،خود را به رخ دیگران کشیده اند.از جمله مواردی که کازرونیان با فعالیت خود در آن به موفقیت‌های چشم‌گیری دست یافته‌اند،همین شبکه‌ی جهانی اینترنت است.امروز شهرستان ما با وجود وبلاگ‌های شخصی و گروهی فراوان در زمینه‌های مختلف از جمله سیاسی،اجتماعی،فرهنگی،ادبی و غیره و هم‌چنین با وجود سایت‌های مختلف اینترنی،خود را چون نگینی رخشان بر رکاب امواج و صفحه‌های مجازی سوار کرده،به گونه‌ای که اگر کسی مایل به شناختی اجمالی از کازرون باشد،کافی است با اتصالی کوتاه،فضای کنونی و پیشینه‌ی شهرستان را دریابد.بیش از این در این باب سخن گفتن به مثابه‌ی زیره بردن به کرمان است،چرا که دوستان ما همه‌گی از فضای مذکور مطلعند-حتی بیش از حقیر-.اما آن‌چه باعث شد این سطور را بنگارم این بود که در همین راستا قرار است که نمایی دیگر -و البته جامع‌تر-از هوای شهرستان در فضای مجازی به نمایش گذارده شود.اینک که گامی در راستای نمایاندن هر چه بیش‌تر و سریع‌تر کازرونمان برداشته شده است،بر خود فرض دانستم که این خبر مسرور کننده را به شما بدهم و هم‌چنین یادآوری کنم که شایسته است با هم‌یاری و هم‌دلی در این نما،نمایشی عظیم از کازرون و کازرونیان به اجرا نهیم.

پس «نمایی دیدنی از کازرون» در «کازرون نما»
کازرون نما
www.kazeroonnema.ir

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 23:40  توسط محمدهادی  | 

یک جهان، یک کابوس

بیست و نهمین المپیک تابستانی،چند روزی است که در پکن-پای‌تخت جمهوری خلق چین-شروع شده.این مسابقات،معروف به المپیک 2008 پکن با شعار «یک جهان،یک رؤیا» به عنوان بزرگ‌ترین و پرهزینه‌ترین المپیک تا کنون رؤیای دولت و ملت چین را برآورده است.بر اساس آن‌چه تا کنون برآورد شده،برای چنین مسابقاتی حدود 45 میلیارد دلار هزینه از سوی کشور میزبان شده است.عواید این مسابقات برای کشور میزبان را می‌توان چند دسته کرد.یک رشد و توسعه‌ی ورزش ملی.چرا که با ساخت ده‌ها ورزشگاه و اماکن و امکانات دیگر که برای المپیک تدارک دیده شده و پس از حد اکثر یک سال همه بدون استفاده‌ی خارجی می‌مانند،محیطی بسیار مناسب برای ورزش‌کاران چنین کشوری مهیا می‌شود تا در این محیط خود را آماده کنند.سود دیگر برای میزبان این است که اگر میزبان یک شهر دور افتانده نیز باشد به واسطه‌ی المپیک در صدر تمام خبرگزاری‌های جهان قرار می‌گیرد و شهرت و درآمد مناسبی را می‌برد.شاید بتوان بزرگ‌ترین سود را در جلب توریست دانست.توریست‌هایی که به واسطه‌ی المپیک به کشور میزبان می‌روند و به جز ارزی که بابت سفر و تهیه‌ی بلیط و ویزا و... در کیسه‌ی میزبان می‌ریزند با جاذبه‌های طبیعی و تاریخی و... نیز مواجه می‌شوند و... .اما با توجه به گذشت زمان بنا بر قاعده درآمد این مسابقات بیش از دوره‌های گذشته می‌باشد و هم‌چنین هزینه‌ی بیشتر چینی‌ها درآمد بیشتر آن‌ها را نوید می‌دهد.ولی بازخوانی یک تخمین اقتصادی از دوره‌های گذشته بد نیست.در دوره‌های گذشته،درآمد میزبان المپیک را حدود 100میلیارد دلارد تخمین می‌زدند(!)که باید برای این المپیک در حد اقل یک و نیم برابر این رقم محاسبه کرد! اما سوای منافع مادی برای دولت،افتخاراتی فراوان برای مردم میزبان دارد که نفس حضور المپیک در کشورشان افتخاری است که اضافه می‌شود به مدال‌های فراوان ورزش‌کارانشان.

بحث بیش‌تر در مورد درآمد چین در حوصله‌ی این مقال نمی‌گنجد.اما باید دانست که منافع مادی و غیر مادی المپیک تنها به میزبان آن خلاصه نمی‌شود بلکه دیگر کشورها نیز با توجه به برنامه‌ریزی‌هایی که در این‌باره انجام می‌دهند،سود درخور توجهی را به خود می‌رسانند.در حساب ظاهر می‌توان گفت هر کشوری با تلاش 4ساله‌ی خود می‌تواند ورزش‌کارانش را برای این مسابقات آماده کند و با هزینه‌ای-به نسبت-اندک افتخار مدال‌آوری را برای خود به ارمغان بیاورد.

چیزی که باعث شد نگارنده،این‌گونه مقدمه بنویسد،بررسی سود و زیان کشورمان در رابطه با این هم‌آیش بین المللی است.جمهوری اسلامی ایران با توجه به این‌که تا کنون چند روز از المپیک می‌گذرد و چندین ورزش‌کارش را به میدان نبرد فرستاده،هنوز هیچ مدالی را کسب نکرده که بسیار متأسف‌کننده است.در این روزها نه تنها ورزش‌کاران گم‌نام و بدون تجربه ناکام مانده اند-که البته از آن‌ها انتظاری هم نیست-بلکه کسانی که امید اول کسب مدال بوده اند-نظیر حمید سوریان و آرش میراسماعیلی-از این گردونه خارج شده‌اند.نکته‌ی جالب توجه آن‌جا است که در دوره‌های گذشته،مسئولین و رسانه‌ها با اتکا به مدال-در تقدیر-حسین رضازاده،خود و مردم را دل‌گرم می‌نمودند و به واسطه‌ی بیماری این عزیز،چنین قدرتی نیز از رسانه‌ها و مسئولین سلب شد.اما با توجه به این‌که بررسی ریزنگرانه‌ی سود و زیان احتیاج به اطلاعات ریز دارد و نگارنده از چنین امکانی محروم است،تنها می‌تواند به یک حساب سر انگشتی اکتفا کند.بدین صورت که شمار تعداد فدراسیون‌های زیر نظر سازمان تربیت بدنی با حاضرین ایرانی در المپیک بدون نسبت است و این سئوال را تقویت می‌کند که بودجه‌های سالانه چه می‌شود.و آیا نمی‌توان مدیریت بد فدراسیون‌ها و کمیته‌ی ملی المپیک را از رکود مدال‌ها تا حد صفر در برخی از رشته ها-نظیر جودو-اثبات کرد؟! با همه‌ی این مطالب آیا این همه هزینه که برای ورزش قهرمانی در نظر گرفته می‌شود و این آمار افتخارات،چیزی غیر از خسران بزرگ را برای کشورمان نشان می‌دهد؟

آیا نه این است که کشور ما از معدود کشورهایی است که در این سفره‌ی پهن شده تنها هزینه می‌کند و هیچ بهره‌ای از آن-به جز تبلیغات میان برنامه‌های المپیک-نمی‌برد؟ آیا نمی‌توان به راحتی گفت که این المپیک برای هر که شعارش «یک جهان،یک رؤیا»بوده و رؤیای هر کشوری را برآورده،برای ما ایرانی‌ها «یک جهان،یک کابوس»شده است!

ما نیز می‌توانیم به عنوان یک ایرانی چنین بطلبیم که مسئولین در برابر مال ملت و البته احساسات تلف شده به ما پاسخ‌گو باشند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 9:47  توسط محمدهادی  | 

"الف"فیلتر شد!!!(خبر فوری)

«نیست بر لوح دلم جز "الف" قامت یار

چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم»(حافظ)

 

پس از مطالبی که سایت الف در مورد مدرک دکترای آقای "علی کردان" -وزیر کشور- منتشر نمود و پاسخ‌های قاطع این سایت به وزارت کشور و در نهایت اثبات مجعول بودن این مدرک از طریق استعلام مستند از خود دانشگاه آکسفورد،امروز با کمال تعجب این سایت در لیست فیلترینگ واقع شد.یعنی:«مشترک گرامی دسترسی به این سایت امکانپذیر نمی باشد»

از آن‌جا که احتمال وقوع اشتباه نیز در این فیلترینگ می‌رود،ما منتظر می‌مانیم تا رفع فیلتر در اسرع وقت صورت گیرد.

توضیح آن‌که این سایت خبری-تحلیلی زیر نظر "احمد توکلی" نماینده‌ی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی اداره می‌شود و در واقع تریبون نظرات حزب اصول‌گرایان تحول‌خواه می‌باشد.

راه‌های پیش روی الف:

در صورتی که این فیلترینگ با هم‌آهنگی انجام شده باشد و اشتباهی در کار نباشد چند راه‌کار پیش روی مدیران الف می‌باشد:

1.تعطیلی کامل سایت الف:این راه‌کار بسیار بعید به نظر می‌آید.

2.پی‌گیری قضایی فیلترینگ:این راه‌کار برای چنین سایتی که هم منش اصول‌گرایی(اکثریت)را دارا می‌باشد و هم مسئولیتش را یک نماینده‌ی مجلس بر عهده دارد نزدیک‌ترین فرضیه است.البته در این‌صورت با توجه به نفوذ مسئولین این سایت می‌تواند بابی برای اعاده‌ی حقوق سایت‌‌های زیادی باشد که در سال‌های گذشته فیلتر شده‌اند.

3.تغییر آدرس الف:این یک روش تجربه شده است و معمولا در شرایطی که از راه قانونی مأیوس می‌شوند انجام می‌گیرد.سایت خبری-تحلیلی انتخاب پرچم‌دار این فعالیت است.به طوری که تا کنون حدود 6 آدرس را ثبت کرده و تک تک هم فیلتر شده اند۱.با توجه به این که این راه کمی یاغی‌گرانه است از چنین سایتی بعید است.

4.تغییر اسم الف:این شیوه هم مانند شیوه‌ی گذشته تجربه شده است.اما تفاوتش با مورد قبل این است که هم مظلوم‌نمایی را در بر دارد و هم از انگ یاغی‌گری هم به دور است.سایت تابناک کنونی، نمونه‌ای بارز از این دست است.پس از آن که سایت بازتاب(منتسب به جریان فکری محسن رضایی)فیلتر شد،همان کادر با همان خط فکری با همان قالب در نامی دیگر ظاهر شدند.این روش هم در صورت عدم نتیجه‌بخش بودن رای‌زنی‌ها بعید نیست.

5.عقب نشینی الف:سایت الف می‌تواند از مواضع خود در مقابل کردان عقب نشیند و در پی آن رفع فیلتر شود.البته با توجه به شخصیت آقای توکلی این کار شبیه به محال است.یا به قول شاعر:«به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم.بهار توبه شکن می‌رسد چه چاره کنم؟»(حافظ)

 

در هر صورت، نگارنده‌ی این سطور بر آن است که در صورت ادامه فعالیت سایت الف و عدم رفع فیلتر از آن، مطالب برگزیده الف و یا آدرس تغییر یافته‌ی احتمالی را به معرض دیده‌گان شما بگذارد.

 

(1)سایت انتخاب تا کنون این آدر‌ها را ثبت کرده که همه فیلترند:

www.entekhab.ir

www.tik.ir

www.tiknews.com

www.tiknews.net

www.tiknews.org

و اینک در این آدرس فعال است:

www.tiknews.info

 

پس از نگارش:سایت الف را با آدرس جدید اینجا ببینید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 17:31  توسط محمدهادی  | 

کارگران مشغول کارند...اینجا

از یک سو سنگین شدن وبلاگ و از سوی دیگر مشکلات سایت پرشین گیگ-یعنی همان جایی که تمام تصاویر وبلاگ آفاق و حتا تصاویر قالبش در آن آپلود شده بود-در ارایه‌ی خدمات و از دیگر سوی،مشکلاتی که برای نوشتن مطلب داشتم و به سبب آن به روز نبودن طولانی،همه با هم دست در دست حلقه کردند تا از وضع کنونی وبلاگ آزار ببینم.بدین سبب تصمیم گرفتم و جزم نمودم عزمم را بر این که مدتی-ان شا الله کوتاه-وبلاگ را بدون مطلب بگذارم و کارگران را مشغول کار نمایم و وبلاگ آفاق را در آینده‌ای نزدیک با ظاهری آراسته و مطالبی مفید به عرضه بگذارم.باشد که رضایت دوستانمان فراهم آید پس از رضایت حضرت دوست.اما هم‌چنان آرشیو مطالب آفاق در اختیار شماست تا درصورت تمایل از آن استفاده ببرید.نظرات شما را نیز خواهم دید و طبیعتاً در صورت لزوم پاسخ درخور خواهم نوشت.کماکان منتظرم... و از شما تقاضای انتظار دارم و التماس دعا.یا علی

کارگران مشغول کارند

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 16:11  توسط محمدهادی  | 

من یه یک لیلی محتاجم(کاملا شخصی)

(این یک نوشته ی کاملا شخصی است.شاید یک برگ از دفتر خاطراتی که هیچ گاه نداشته ام.)

 

من................................

من به............................

من به یک......................

من به یک لیلی...............

من به یک لیلی محتاجم...

 

این روزها همه ی حرف دلم همین یک جمله است."من به یک لیلی محتاجم"

 

خارج از مطلب:پیش از این که قضاوتی اشتباه داشته باشید.داستان کوتاه "من به یک لیلی محتاجم" را از کتاب"غیر قابل چاپ" نوشته "سید مهدی شجاعی" مطالعه کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 12:4  توسط محمدهادی  | 

"نتایج آزمون سراسری اعلام شد"

"نتایج آزمون سراسی"،این روزها خط اول هر خبرگزاری است.من هم وقتی دیدم یکی از این سرخط ها را دلم جوری در هم ریخت.وسوسه شدم یک مطلب از زبان خودم بنویسم.برای داوطلبانی که با دیدن این خبر پوز خندی می زنند و می گویند:"مهم نیست.ما که تلاش نکرده ایم" و برای داوطلبانی که با دیدن این عبارت دلشان آشوب می شود.یادشان می افتد ساعت ها سر جلسه و ماه ها و یا سال ها کتاب نشخوار کردن ها را.برای بعضی شان که که ضربان قلب شان از استرس به حالت وخیم در می آید.اصلا می خواهم این چند خط را برای خانواده هایی بنویسم که این مدت طولانی را زندان خانه شدند و اسیر فرزند.ساعت ها پشت در محل آزمون ایستادند و تلاشی بیشتر از فرزندان کردند در خواندن "ان یکاد و..."و"امن یجیب..."و "آیة الکرسی"و هزار دعا و سوره و آیه و... دیگر.شاید بنویسم این خطوط را برای مسئولینی که فعالیت شان در زمان آزمون زیاد می شود یا مسئولینی که از آزمون نان می خورند.اصلا می نویسم برای همه حتا امثال خودم که هیچ گاه آزمون سراسری را لمس هم نکرده اند.

وقتی نتایج را اعلام می کنند هر نشریه ای و هر برنامه ی رادیویی و تله ویزینی راه می افتد که با نفرات برتر مصاحبه کنند که رمز موفقیتتان چیست؟آموزشگاه های قلم چی و علوی و... و حتا مدرسان شریف-که چندین بار اعلام شده که غیر قانونی است-راه می افتند که یکی-دو نفر از این ها را برای تبلیغات امسال شان آماده کنند.خانواده ها هم که...!

اما شاید به فکرتان رسیده باشدکه نفر دهم با نفر یازدهم رشته ی فلان چند امتیاز تفاوت دارند که یکی نامش روی جلد پیک سنجش و صفحه ی هر خبر گزاری می آید اما آن یکی اسمش را هیچ کس نمی شنود.یا اصلا نفر سوم و چهارم چه تفوتی دارند که یکی در برنامه ها با ناز دعوت می شود و آن یکی را ... .کسی تا به حال گفته بپرسیم چه شد که نفر آخر،آخر شد؟!

کسی پرسید از حال خانواده ای که یک سال زجر می کشند تا فرزندشان به جایی برسد اما رتبه را که می بینند آب سردی پشتشان را خنک می کند.یکی با تردید می گوید:"۳۰۰۰".کسی پرسیده از کسی که به خاطر این که رتبه اش مثلا ۱۲۰ شده و دیگر نمی تواند رشته ی دل خواهش را بزند،چگونه افسرده می شود.کسی پرسیده که چرا رتبه ی ۱۳۰هزار هم می تواند وارد دانش گاه شود؟ کسی پرسیده که مایی که نمی خواهیم به دانش گاه برویم چرا باید در زمان آزمون در جو آن با شیم؟ کسی پرسیده که چرا ما باید در میان هر برنامه ۵۰ آگهی کلاس ببینیم و یکی در میان برنامه ها هم آموزش تست و.. است؟ کسی پرسید که آیا خبر خودکشی یک پشت کنکوری صحیح است یا نه؟ کسی پرسید که چرا نفرات برتر کنکور کم تر در دانش گاه و المپاد می درخشند؟ کسی پرسید که این همه دانش جو می فرستیم به دانش گاه و فارغ التحصیل می کنیم چرا هیچ یک به جز میز به چیزی راضی نیست؟ و یا با این جامعه ی ژر از میز چه کسی می خواهد ...؟ کسی پرسید چرا خیلی ها بعد از ورود به دانشگاه-بعداز آن همه سختی-درس را رها می کنند؟ کسی پرسید پدرانه از کار افتاده چگونه شهریه دانش گاه می آورد؟ کسی پرسید پدران پول دار چگونه دوری دل بندشان را تحمل می کنند؟

اصلا کسی پرسید؟ نه!کسی زبان داشت که بپرسد؟ کسی فکر کرد که باید پرسید؟

من می خواهم بپرسم:

کنکور چه سودی برای ما داشته است؟ ضرر های کنکور را چه کسی باید جبران کند؟ این همه کنکوری هستند چرا این همه بی سواد تربیت می شوند؟ ما تا سال نود باید چگونه تحمل کنیم؟

یکی از"نتایج آزمون سراسری" این است:جامعه ای پر استرس.نسل جوانی خمود و افسرده.و...(جای این سه نقطه چیست؟)

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 13:26  توسط محمدهادی  |