از قدیم گفتهاند جنگ اول به ز صلح آخر
اولين قدم دولت دهم قبل از شروع به كار رسمياش باعث شد تا عهدي را كه قبل از اين با خداي خود داشتم بر گردن احساس كنم و به رسم وفا، كژيها را فرياد بزنم.
اعلام نام مشاوران و معاونان رييس جمهور و در صدر آن نام "اسفنديار رحيم مشايي" به عنوان معاون اول، اولين اشتباه دكتر احمدي نژاد-به عقيدهي من- در آغاز مسيري كه خودشان پروژهي جديد خدمت رساني ميدانندش بود.اما اين اشكال در ديد مخالفين اين انتصاب متفاوت است.عدهاي با توجه به ذهنيت پيشين و در راستاي ايرادهاي ديگر بود ازجانب كساني كه به دنبال مسيري براي تخطئه هستند و در قلب خود نه تنها از اين انتصاب ناراحت نشدهاند بلكه از خطاي اين ماهي در گزيدن قلاب خوشحالاند.بعضي ديگر هم با توجه به سابقهي اظهارات مشايي-مثل پايان اسلامگرايي يا دوستي با مردم اسراييل- و همچنين اعمال او-مثل فسادهاي سازمان متبوعش در چند سال- عقيده دارند كه او فردي لايق نيست و به طور طبيعي انتخاب او در هر سمتي به خصوص چنين مسندي بزرگ خطايي سخت است.
اما حرف من كمي با دو نظر گفته شده متفاوت است.گفتههاي مورد دار مشايي كه در حقيقت اشتباه بود به عنوان يك نظريه مطرح شد كه با تاكيد بر غلط بودنش ميتوانست حاصل جهل او از مسئلهاي باشد و مطلق جهل هم نميتواند برخوردي راطلب كند.اما با اظهار نظر بزرگان و بالاتر از همه اظهار نظر مقام معظم رهبري و نص ايشان در مورد غلط بودن بحثي چون دوستي با مردم اسراييل بر مشايي لازم بود تا براي آشكار كردن روحيهي ولايت پذيري از مواضع خود به طور واضح عقب نشيني كند و به اين كار مفتخر باشد.اگرچه در ظاهر نظر او اين بوده كه از حرفش سوء برداشت شده اما واكنش او كافي و قابل تحسين نبود.ضمن اين كه نگارندهي اين سطور تخصص و يا برخوردي با كار سازمانهاي متبوع آقاي مشايي نداشته و ندارد تا به قضاوت در مورد عملكرد ايشان بپردازد اگرچه شنيدهها نشان دهندهي ضعف اجرايي مفرط در سازمان "ميراث فرهنگي" و "گردشگري" است و ضعف مسبوق دليلي بر تاييد اين ضعف نيست.
اما نظر من در خصوص اشتباه احمدي نژاد چيز ديگري است.طبيعي است كه اين انتخاب نشان دهندهي پذيرفتن توجيهات مشايي از جانب رييس جمهور است و البته كه پذيرش يا عدم پذيرش اين موضوع براي هركسي مفروض ومورد احترام است ولي در حالي كه به وضوح اين توجيهات از سوي تودهي جامعه و البته نخبگان و صاحب نظران پذيرفته نشده ميتواند اين انتخاب به منزلهي مقابله با نظر اكثريت قاطع برداشت شود و باعث ايجاد تشنج و التهاب و ايجاد فضاي بي اعتمادي باشد.
به شخصه علاقهاي به ذهنيتخواني ندارم و احتمال لجاجت از سوي احمدينژاد را هم به قاعدهي برائت نفي ميكنم.اما پذيرش اين اشتباه سختتر مي شود وقتي اين جملهي احمدينژاد را به خاطر ميآورم كه "اين اتفاق آنقدر عزيز است، آن قدر ارزشمند است آنقدر بركت دارد كه ميارزد هزاران احمدينژاد نام و نوع فداي تحقق اين بشوند"و سوآلها هستند كه توي ذهنم ايجاد ميشوند:آيا اين اتفاق فدا شدن يك مشايي را برنميتابد(بر فرض عدم استحقاق)؟ آيا مشاييها خط قرمز اين انديشهاند؟
در اين ماجرا آرمانم اين است كه رييس جمهور عدول كند از اين خطا و خواستهام اين كه تكرار نشوند چنين خطاهايي!
*جناب رييس جمهور؛ يك بار باهم مرور كنيم/عباس سليمي نمين
*آقاي احمدينژاد! سكوت نميكنيم/چند بيانيه
*انتصاب مشايي به معاون اولي همه را غافلگير كرد/آيت الله عباس كعبي
*آيا مشايي معاون اول دولت دهم است؟/حميد رسايي
پ.ن.۱: بي شك از خبر رسيدن به آرمان خوشحال شده ام.
مشايي بر كنار ميشود/الف
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 15:44  توسط محمدهادی
|
پسرک مثل همیشه با روپوش چروکیده و آستین خیس برگشت.در خانه را با پا باز کرد.
صدایش به فریاد می مانست:"به چه حقی این...جرات کرده حق منو بخوره؟! مگه شهر هرته که یه معلم یه لا قبای بی...بتونه نمره ی دانش آموز با انضباط و درس خونی مثل منو تژدید(:تجدید)کنه؟!من اقلش ۲۰ می گرفتم.این مرتیکه...منو مردود کرده..."
مادر از آشپزخانه سر را بیرون آورد و با تعجب نگریست.پدر را دید که خسته از یک روز پر کار حالا جلوی کولر لم داده و با شنیدن فریاد حق طلبانه ی فرزند تقریبا از مواخذه ی آمار تجدیدی ها، مردودی ها و حتا پی گیری "صفر" انضباط منصرف شده!
پسرک سکوت را شنید و صدایش را بالاتر برد:"مگه شهر هرته!همین فردا می رم حقشون رو می زارم کف دستشون.مگه شهر هرته!بیچارشون می کنم.مگه من میزارم؟! اصلا کسی حق نداره حق منو بگیره؟!مگه شهر هرته!"
{مربع}
با پایش در را باز کرد.با حالتی بین گریه و فریاد که سعی می کرد فریادش را بچرباند گفت:"مگه شهر هرته!نمی تونن حقمو بخورن! مرتیکه...اسم خودشو گذاشته مدیر.میگم حقمو خوردن میگه برگتو دوباره تصحیح می کنم.بهش گفتم این معلمه...با من لج افتاده!میگه برگت که هستش! منم گفتم لازم نکرده!مگه شهر هرته!اگه نخواین قبولم کنین، حلالتون نمی کنم.اون دنیا یقه تون رو میگیرم.مگه شهر هرته!"
{مربع}
وقتی مادر گفت پدر رفته مدرسه تا از حق او دفاع کند زردچوبه ی دست مادر به روی پسر پاشید.با حالتی که دیگر گریه ی کامل بود رفت و از اتاقش ساکی را برداشت.
{مربع}
از تابلوی بزرگ پایانه گذشت.چشمی دواند و به سمتی رفت.در مقابل خانمی خوش بر و رو ایستاد.دست در جیبش کرد.مقداری پول مچاله و مقداری سکه که درمیانشان می شد تکه های ریز سفال را دید بیرون آورد و روی میز ریخت.آرام سرش را به سمت همان خانم برد.زیر چشمی اطرافش را پایید.آهسته و با صدایی مملو از بغض و پر از لرزش گفت:"خانم!ببخشید!بلیت برای شهر...هرت دارید!؟"
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 15:11  توسط محمدهادی
|
تابناك:
اقدام عجيب شرکت آمريکايي عليه آزادي بيان در ايران
در حالي که اظهارنظرها و مواضع پيدرپي مقامات آمريکايي عليه جمهوري اسلامي در زمينه دفاع از آزادي بيان، مرثيه سرايي آنان براي مردم ايران در روزهاي اخير، همه رسانههاي دنيا را پر کرده، اقدام مشکوک يک شرکت آمريکايي، موجب تهديد آزادي بيان در ايران شده است.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، از عصر ديروز، شرکت آمريکايي ThePlanet با بهانههاي واهي و استدلالهايي شبيه تحريم ايران، اقدام به قطع سرورهاي بيش از دهها سايت خبري فارسي كه عمدتا منتقد دولت بودند کرده است.
در همين راستا، شماري از سايتهاي خبري همچون: فردا نيوز، عصرايران، آينده نيوز، پارسينه، شفاف، اميد، سايه نيوز، بورس نيوز، بولتن، همصدا، شيعه نيوز، پرس تي وي (بيروت)، كازرون نما، لاهيگ، پول نيوز، جرس نيوز، كمياب نيوز، رويداد، ارم نيوز، بوشهر نيوز، آگاهي، ايبنا نيوز، سوتيتر، پيمانه، البرز، ايونا، سيبنا، مذهب نيوز، بشري نيوز و نيز سايت شخصي دکتر محسن رضايي و ... از عصر ديروز غير قابل دسترس شده و شکاف مهمي در روند اطلاعرساني کشور پديد آمده است.
مشخص نيست زماني که باراک اوباما، رئيسجمهور آمريکا به قول خود براي مردم ايران به اصطلاح ابراز ناراحتي ميکند، چگونه شرکتهاي آمريکايي، احتمالا با فشار دولت آمريکا و وزارت خزانهداري اين کشور، چنين اقدامي انجام ميدهند؟!
شركت پشتيباني كننده فني اين سايتها با استخدام وكيل در آمريكا و شكايت در حال پيگيري حقوقي و رفع مشكل است.
با توجه به اينكه سايت «تابناك» و بسياري ديگر از سايتهاي اطلاعرساني كشور از ديتاسنترهاي آمريكايي استفاده ميكنند، در صورت ادامه روند برخورد، احتمالا اين سايتها نيز از دسترس بیرون شوند.
---------------------------------------
عدهاي از دوستان دربارهي علت عدم دسترسي به كازرون نما (نخستين سايت جامع شهرستان كازرون) ميپرسيدند.امروز اين خبر را سايت تابناك اعلام كرده.
در ضمن تا جايي كه من اطلاع دارم پشتيبان سايت در حال پيگيري است تا هرچه زودتر مشكلات را حل كند و اين "نما" باز هم ديده شود.
اما شايد اين اقدام دليلي شود براي عدهاي از كساني كه قبل از اين با "كازرون نما" آشنا بودهاند تا به حسن نظر اين ابرقدرت مهربانتر از مادر و اين مهد دموكراسي و آزادي بيان پي ببرند!
مرتبط: علت عدم نمایش سایت جامع کازرون نما
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 13:35  توسط محمدهادی
|