مصاحبه
1/1/1388 يعني اولين روز سال براي اولين ديدار نوروزي راهي شديم.مدتي گذشت تا آدرس را پيدا كنيم.ظاهرا قرار مصاحبهي ما در ميان ديدار عمومي كه بيشتر حال و هواي عيدديدني داشت قرار گرفته بود.مدتي منتظر مانديم تا نمايندهمان مراجعات مردمي را پاسخ بدهند و جمعي از ميهمانانشان را راهي كنند.به هر صورت وقتش رسيد و صحبتها شروع شد.اگرچه تازه حرفها گلانداخته بود و زمان بيشتري ميطلبيد اما هر از چند دقيقهاي پيغامي مبني بر پايان وقت يا انتظار عدهاي از مهمانان ميرسيد كه باعث شد حكايت را ناتمام رها كرده و دفتر را به پايان برسانيم.تقريبا همهي سوالها راپرسيديم اما شايد اگر وقت بيشتري بود بحثها را فراتر ميبرديم و بيشتر از مجلس و كميسيون و فراكسيون و...ميپرسيديم.در ميان مصاحبه گاهي بازار يادداشتها داغ ميشد و گاهي هم به دليل ورود به مباحث غير عمومي!و بنا به نظر آقاي دهقان ناصرآبادي، لازم شد مطالبي بدون ضبط ياد شوند و در همانجا بمانند.
نتيجهي تلاش جمعي از «كازرون نما» و همكاري آقاي دهقان و همراهانشان مصاحبهاي شد كه مطالبي جديد و قابل تأمل را شامل شده.
اين هم از مصاحبه:
***
از هر چه بگذريم.دنبال چيزي ميگردم كه حرفي بزنم كه...نميدانم درست.دارم به اين فكر ميكنم كه...
